حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
415
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
كه بتحريك خوارزمشاه نسبت به او از در عصيان درآمده بود مشغول شد . مانويان اويغورى كه تمدّن درخشان داشتند و در بلاد مختلفهء تركستان شرقى علمدار تمدّن قديم ايرانيان عهد ساسانى بودند از ظلم شحنهء گور خان قراختائى بجان آمده او را كشتند و پادشاه ايشان خود را تحت حمايت چنگيز كشيد و از اين تاريخ اويغورها از ياران چنگيز خان شدند و اختلاط ايشان با تاتارهاى چنگيزى به زودى خطّ مخصوص اويغورى را كه يكى از شعب خطّ سريانى بود در ميان مغول منتشر ساخت . از اين تاريخ ببعد باسوادان مغول و دبيران ايشان خطّ اويغورى را مىآموختند و زبان مغولى را به آن مىنوشتند . گور خان در سال 607 بالاخره بدست كوچلك اسير شد و كوچلك و خوارزمشاه بتقسيم ممالك قراختائى پرداختند ليكن بر سر اين تقسيم بين ايشان جنگ درگرفت و خوارزمشاه پس از مدّتى تاختوتاز در ممالك قراختائى و آزار بمردم و خرابى بلاد بخوارزم برگشت . انقراض دولت گورخانيان كه بين ممالك خوارزمشاهى و مساكن طوايف مغول واقع و در حقيقت سدّ وصول ايشان ببلاد آباد ماوراء النّهر و خوارزم بود خوارزمشاه را با مغول همخاك كرد و چون اين پادشاه در سال 612 براى جنگ با طوايف قرقير و قبچاق از شهر جند ( از بلاد كنار سيحون ) گذشت در دشت قبچاق بيك دسته از لشكريان چنگيز كه بسركردگى پسر او جوجى « 1 » بودند برخورد با اينكه مغول عزم جنگ با خوارزمشاه را نداشتند سلطان محمّد از شدّت غرور به اين عنوان كه همهء كفّار در چشم او يكسانند بايشان حمله برد . مغول در اين جنگ شجاعت بسيار بروز دادند ولى چون بجنگ مايل نبودند شبانه گريختند و خوارزمشاه در تابستان 613 بسمرقند برگشت . اين واقعه كه اوّلين برخورد بين خوارزمشاه و مغول بود اگرچه اهميّتى چندان نداشت ليكن مشاهدهء رشادت و جنگآورى تاتارها چنان خوارزمشاه را مرعوب ساخت كه در وقايع بعد اين پادشاه حتّى المقدور از مقابلهء با آن قوم خوددارى مىنمود و پيوسته از جلوى ايشان عقب مىكشيد .
--> ( 1 ) - دوشى ( سيرهء جلال الدين )